به گزارش ایبِنا؛ گزارش اکونومیست نشان میدهد که اختلال در تنگه هرمز تحت کنترل ایران، تنها بخشی از یک تحول بزرگ در تجارت جهانی است. این نشریه تأکید دارد که با مختل شدن تردد در این آبراه باریک، مسیر یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان عملاً بسته شده و اقتصادهای بزرگ را به لرزه درآورده است.
اما هرمز تنها گلوگاه نیست؛ اکونومیست از شبکهای از نقاط حساس نام میبرد که همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند: تنگه بابالمندب که سهم آن از تجارت جهانی از ۹ درصد به ۴ درصد سقوط کرده، دریای سیاه که جنگ اوکراین جریان غلات و نفت را در آن مختل کرده و حتی کانال پاناما که خشکسالی تردد در آن را محدود ساخته و نفتکشها را ناگزیر به مسیرهای طولانیتر حول آمریکای جنوبی کرده است.
در سوی دیگر، ذوب یخهای قطبی مسیرهای تازهای گشوده که خود نقاط اختناق جدیدی ایجاد میکنند.
آمارهای اقتصادی این بحران را ملموس میکنند: حدود ۳۰۰ نفتکش در بنادر معطل یا در حال تغییر مسیر هستند. هزینه اجاره نفتکشهای بزرگ از ۹۰ هزار دلار در روز به ۲۳۰ هزار دلار جهش کرده است.
هزینه سوخت دریایی دو برابر شده و کشتیها برای کاهش مصرف، سرعت خود را در ماه مارس دو درصد کاهش دادهاند. به گفته اکونومیست، بسته شدن هر ممر اصلی، هزاران مایل و هفتهها زمان به سفرهای تجاری میافزاید و هزینهها را سرسامآور میکند.
نکته محوری گزارش این است که در چنین شرایطی، تجارت جهانی ناچار به بازآرایی مسیرهای خود است. زنجیرههای تأمین به دنبال جایگزینهای زمینی از طریق بنادر منطقهای هستند و کالاها از شبکههای پیچیدهتری عبور میکنند.
اکونومیست تأکید میکند که این تحول، واقعیت ژئوپلیتیکی تازهای را آشکار ساخته: کشورهایی که گلوگاههای حیاتی را در اختیار دارند، قدرت چانهزنی بیسابقهای یافتهاند.
ایران با کنترل هرمز، نهتنها جریان انرژی جهان را تحت تأثیر قرار داده، بلکه معادلات حملونقل دریایی را به نفع خود تغییر داده است. حتی هشدار این نشریه درباره بدترین سناریو یعنی درگیری آمریکا و چین و حصارهای دریایی گسترده، اهمیت مضاعف موقعیت ایران را برجسته میکند؛ بنابراین تصویری که اکونومیست ترسیم میکند از جهانی حکایت دارد که دیگر نمیتواند ثبات زنجیرههای تأمین را بدیهی فرض کند. جغرافیا دوباره در صدر معادلات اقتصادی نشسته و مسیرهایی که پیشتر حاشیهای بودند به گلوگاههای راهبردی تبدیل شدهاند.
در این معمای تازه، ایران با تکیه بر جایگاه مسلّم خود در هرمز، نقشی تعیینکننده در آینده تجارت جهانی ایفا میکند؛ نقشی که نه بر اساس ژستهای سیاسی، که بر پایه واقعیتهای انکارناپذیر جغرافیایی استوار است.